احتمال بروز درد یا یک اتفاق غیر قابل تشخیص باعث ترس می شود. آمیگدال ها ارگان هایی در سیستم لیمبیک، چنین احتمالاتی را تشخیص داده و سیگنال هایی را به وجود می آورند که احساس ترس را ایجاد می کنند، و این فعالیت های اجتنابی را انجام می دهند. برخلاف مغز منطقی، احساسات باعث ایجاد انواع نگرش ها و رفتارهای غریزی می شوند.
هر یک از این احساسات توسط مغز لیمبیک انتخاب می شود تا یک شرایط خاص در زندگی را برآورده کند. احساسات عصبانیت روی نگرش ها و رفتارهایی تاثیر می گذارد که از رویارویی حمایت می کنند. از طرف دیگر ترس با یادآوری تصاویر ترسناک، آماده سازی بدن برای پرواز و سیگنال دادن فعالیت های اجتنابی یا هدایت کردن عضلات به سمت خشک شدن و عدم تحرک یا فرار، به شرایط پاسخ می دهد.
ترس فورا عمل می کند و مثلا قبل از این که بتوانید به لبه پرتگاه بروید، ماهیچه های شما را منقبض می کند. در حالی که سیگنال های ترس به سرعت عمل می کنند تا از خطر اجتناب کنند، هنگامی که خطر اجتناب ناپذیر باشد شدت می یابند.
در چنین شرایطی سیگنال های ترس باعث می شوند تا تفکر آگاهانه مهار شود و جست و جوهای ناخودآگاه را برای مسیرهای فرار تنظیم کند، در حالی که بدن را برای در جا خشک شدن، فرار یا دفاع از خود آماده می کند. جست و جوهای ناخودآگاه، تصاویری از نتایج شکست را بررسی می کنند. عدم وجود راه های فرار باعث افزایش احساس ترس می شود. تصاویر یادآوری شده، نیاز به فرار و آماده سازی بدن برای استرس در کنار هم ناخوشایند است.
- ۹۹/۰۹/۰۳